دنبالر یک میکروبلاگ فارسی در وب بود. جایی کوچک در اینترنت فارسی که آدمها در آن مینوشتند، دنبال میکردند، بحث میکردند و بخشی از روزهایشان را به جا میگذاشتند.
۱۴ آبان ۱۳۹۲، دنبالر ناگهان از دسترس خارج شد و برای بیش از یک دهه، تنها پیامی روی سایت دیده میشد:
اما آن «بهزودی» هیچوقت نرسید.
حوالی سال ۱۳۹۱، درست در زمانی که با ورود فناوریهای جدید، ضریب نفوذ اینترنت در ایران با سرعت زیادی بالا میرفت، شکل استفاده ما از اینترنت هم در حال تغییر بود. کاربران آرامآرام از دسکتاپ به موبایل کوچ میکردند و سرویسها باید خودشان را با دنیای تازهای تطبیق میدادند.
دنبالر بیش از آنکه یک سرویس درآمدزا باشد، پروژهای شخصی و دلی بود و هرکدام از ما درگیر زندگی و کار خودمان شده بودیم. بازنویسی کامل پلتفرم و موبایلمحور کردن آن، نیازمند زمان و هزینهای بود که آن روزها از توان ما خارج بود.
در نهایت، به پیشنهاد من و بعد از چند مرحله صحبت، تصمیم گرفتیم دنبالر را از دسترس خارج کنیم.
آن روز فکر نمیکردم این خاموشی بیش از یک دهه طول بکشد.
دنبالر برای من فقط یک پروژه اینترنتی نبود؛ بخشی از مسیر یاد گرفتن کار بود. جایی بود که ساعتهای زیادی از زندگیام را در آن گذراندم؛ ساعتهایی برای توسعه، حل کردن چالشها، بالا و پایین کردن سرورها و البته گاهی فقط چرخیدن میان نوشتهها و بحثهای کاربران.
سالها از بسته شدن دنبالر گذشته، اما هنوز گاهی بیدلیل یاد آن ساعتها میافتم. معمولاً با لبخند.
با این حال، در تمام این سالها چیزی در گوشه ذهنم باقی مانده بود: آن پایان ناگهانی. ما یک روز سرویس را خاموش کردیم و کاربران نه فقط دسترسی به دنبالر، بلکه دسترسی به بخشی از نوشتهها و خاطرات خودشان را هم از دست دادند.
کمی وقت گذاشتم و دنبالر را دوباره روی لپتاپم راه انداختم. شروع کردم به بالا و پایین کردن پستها. جملههایی که سالها بود ندیده بودم. چیزهایی که بعضیهایشان را کاملاً فراموش کرده بودم. تکههایی کوچک از آدمی که بیش از یک دهه قبل بودم.
امسال تصمیم گرفتم برای چند ماه، شاید تا یک سال، سرویس را تا جای ممکن به همان شکلی که در آخرین روز فعالیتش بود روی دامنه donbaler.net برگردانم.
میدانم که خیلیها احتمالاً دیگر حتی اسم دنبالر را به خاطر ندارند. اما شاید هنوز چند نفری باشند که گاهی، در گوشهای از ذهنشان، یاد آن صفحههای آبی بیفتند. این بازگشت برای همان چند نفر است.
چون حقیقت این است که واقعاً ما هیچگاه مالک این دادهها نبودیم. این دادهها برای همان آدمهایی بود که آن را نوشته بودند.
اگر تا اینجا خواندهاید و روزی کاربر دنبالر بودهاید، میخواهم فقط یک چیز بگویم:
ممنونم.
ممنون که برای مدتی، کوتاه یا طولانی، بخشی از آن جمع کوچک بودید.
ممنون که با نوشتهها، بحثها، شوخیها، دوستیها و حتی اختلافنظرهایتان کمک کردید دنبالر برای چند سال، گوشه کوچکی از تاریخ وب فارسی باشد.
بیش از یک دهه طول کشید، اما به سهم خودم تلاش کردم چیزی را که آن روز ناگهان از شما گرفته شد، تا جایی که هنوز امکانش وجود دارد، به خودتان برگردانم.
شاید دنبالر دیگر هیچوقت آن چیزی نشود که روزی بود. قرار هم نیست بشود. این بار فقط آمده تا برای مدت کوتاهی چراغ اتاق قدیمیای را روشن کند که سالها بسته مانده بود — تا اگر روزی در آن چیزی نوشتهاید، بتوانید دوباره سری به آن بزنید.
امیدوارم با شنیدن اسم دنبالر، هنوز گوشهای از خاطرتان آبی شود و لبخندی روی صورتتان بنشیند.
با احترام